2-10-3- پیشینه نگاشت های ادراکی فازی در ایران86
2-11- محیط نگاری پژوهش92
2-11-1- معرفی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس 92
فصل سوم: روش تحقیق
3-1- مقدمه99
3-2- روش تحقیق99
3-3- مراحل انجام تحقیق103
3-4- جامعه آماری106
3-5- نمونه گیری تحقیق106
3-6- روش ها و ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات110
3-6-1- روش پرسشنامه111
3-7- روایی و پایایی ابزار سنجش پرسشنامه112
3-7-1- روایی ابزار گردآوری اطلاعات113
3-7-2- پایایی ابزار گردآوری اطلاعات114
فصل چهارم: ارائه مدل و تجزیه و تحلیل اطلاعات
4-1- مقدمه118
4-2- تجزیه و تحلیل توصیفی118
4-2-1- تجزیه و تحلیل توصیفی جمعیت شناختی118
4-3- تجزیه و تحلیل استنباطی و آزمون فرض برای سوالات پرسشنامه ها123
4-3-1- تعیین روایی سوالات پرسشنامه (آ-1) حوزه آموزش با کمک فرمول لاشه123
4-3-2- آزمون فرض آماری برای سوالات پرسشنامه های (آ-2)123
4-4- مدل سازی عوامل موثر بر فعالیت های آموزش و پژوهش و تولید علم با کمک نگاشت ادراکی فازی127
4-5- مدل سازی عوامل موثر بر فعالیت های آموزشی دانشکده با کمک نگاشت های ادراکی فازی130
4-6- تحلیل عوامل حیاتی موفقیت130
4-6-1- رویکرد مرکزیت در تعیین عوامل حیاتی موفقیت حوزه آموزش140
4-6-2- رویکرد مسیر اصلی در تعیین عوامل حیاتی موفقیت حوزه آموزش143
فصل پنجم: نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها
5-1- مقدمه150
5-2- نتیجه گیری151
5-2-1- نتایج اجرا و پیاده سازی مدل151
5-2-2- پاسخ به سوالات پژوهش154
5-2-3- ویژگی ها و نوآوری های پژوهش155
5-3- ارائه پیشنهادها155
5-4-1- پیشنهادهایی به مدیران حوزه آموزش دانشکده155
5-4-3- پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی156
فهرست منابع و مراجع159
پیوست ها173
پیوست(1): پرسشنامه (آ-1) جهت بررسی روایی عوامل مؤثر در موفقیت فعالیت های آموزشی دانشکده173
پیوست(2): پرسشنامه(آ-2) جهت بررسی پایایی عوامل مؤثر در موفقیت فعالیتهای آموزشی دانشگاه 178
پیوست(3): نتایج آزمون فرض مربوط به عوامل موثر در فعالیت های آموزشی188
پیوست(4): خروجی نرم افزار FCMapper حوزه آموزش191
پیوست(5): خروجی نرم افزار FCMapper حوزه آموزش192
فهرست جدولها و شکلها
جدول(2-1): انواع روش های شناسایی عوامل حیاتی موفقیت28
جدول(2-2): پژوهش های مرتبط با کاربرد FCM در خارج از کشور59
جدول(2-3): پژوهش های مرتبط با کاربرد FCM در ایران60
جدول(2-4): پژوهش های مرتبط با کاربرد FCM در حوزه مدیریت و صنایع66
جدول (2-5): روش های یادگیری FCM85
جدول(2-6): مرور ادبیات پژوهش های مرتبط با نگاشت های ادراکی در ایران91
جدول (3-1): تعیین نمونه آماری حوزه آموزش.109
جدول (4-1): لیست افراد خبره حوزه آموزش110
جدول (4-3): توزیع فراوانی میزان تحصیلات پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش119
جدول (4-5): توزیع فراوانی سمت پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش120

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول (4-6): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش120
جدول (4-11): امتیاز روایی سوالات حذف شده حوزه آموزش طبق فرمول لاشه123
جدول(4-12): امتیاز روایی سوالات حذف شده حوزه پژوهش طبق فرمول لاشه124
جدول (4-13): عوامل موثر در موفقیت اهداف نهایی آموزشی دانشکده در پرسشنامه (آ-2) به صورت کد125
جدول (4-14): عوامل حذف شده پرسشنامه (آ-2) که مقدار معنی دار بودن آنها (sin) بیشتر از 5126
جدول (4-17): متغیرهای زبانی استفاده شده در فرآیند فازی سازی128
جدول(4-21): درجه ورودی، خروجی و ورودی- خروجی (مرکزیت) مفاهیم حوزه آموزش140
جدول(4-22): 12 عامل حیاتی موفقیت آموزش با رویکرد مرکزیت عامل142
جدول(4-23): مسیرهای مهم دستیابی به اهداف نهایی بلند مدت حوزه آموزش145
جدول(5-1): مقایسه عوامل حیاتی موفقیت حوزه آموزش در دو رویکرد151
شکل(2-1): هرم برنامه ریزی16
شکل(2-2) : نقش و جایگاه عوامل حیاتی موفقیت در برنامه ریزی راهبردی29
شکل(2-3): تابع عضویت فازی49
شکل (2-4): عدد فازی مثلثی50
شکل (2-5): نمونه ای از توابع عضویت متغیرهای زبانی50
شکل (2-15): مؤلفه های اصلی نگاشت ادراکی ((CM51
شکل (2-16): مثالی از قسمتی از یک CM52
شکل (3-1): مراحل انجام پژوهش105
شکل (4-1): توزیع فراوانی میزان تحصیلات پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش119
شکل (4-3): توزیع فراوانی سمت پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش120
شکل (4-4): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان به پرسشنامه (آ-2) حوزه آموزش121
شکل (4-9): توابع عضویت متغیرهای زبانی128
شکل(4-10): FCM حوزه آموزش با نظر خبرگان140
شکل(4-11): FCM طبقه بندی شده کلی حوزه آموزش142
شکل(4-12): FCM حوزه آموزش با نظر خبرگان با وزن های بیشتر از 0.7144
شکل(4-15): FCM حوزه آموزش و مسیرهای کلیدی145
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
فعالیت سازمانها، امروزه در محیطی به مراتب پیچیده‌‌تر از گذشته انجام می‌‌شود و سازمانهایی که نتوانند زودتر و سریع‌تر از رقبا از خود عکس‌العمل نشان دهند و در مقابل تغییرات متعدد و تأثیرگذار محیطی از جمله قوانین و مقررات، تجارت خارجی، مسایل سیاسی و اقتصادی و … از خود واکنش درست به موقع نشان دهند و دچار انفعال شوند، امیدی به بقا نخواهند داشت. در چنین شرایطی طرح برنامه‌‌ریزی و مدیریت راهبردی با توجه به ابعاد وسیع و گسترده آن پاسخی به چگونگی برنامه‌‌ریزی مؤثر در بلندمدت است. این نوع برنامه‌‌ریزی نگاهی به بیرون و عوامل محیطی دارد.
1-2- بیان مسئله
برنامهریزی راهبردی به ارزشها، موقعیت فعلی، محیط و عواملی که به آینده مطلوب سازمانی ارتباط دارد میپردازد. تصمیمگیری برای انتخاب راهبرد، شامل انتخاب هدفهای بلندمدت (اهداف راهبردی) و سپس راهبردهای اصلی سازمان است. هدفهای بلندمدت بیانگر نتایج مورد انتظار از اجرای راهبردهای مشخص است که سازمان میکوشد در تأمین مأموریت خود بدست آورد. در صحنه تدوین راهبردها هدفهای بلندمدت دارای اهمیت ویژهای هستند. این هدفها تعیین کننده مسیر شرکت میباشند [1].
سازمان‌های آموزشی در صورتی وظیفه خود را به نحو احسن به انجام میرسانند که مسیر آینده جامعه را روشن نمایند و آیندهساز بودن از مشخصههای اصلی آن‌هاست. تبیین چشمانداز برای اینگونه سازمان‌ها امری ضروری است] 2[.
بنا به نظر کارشناسان، امروزه آنچه سبب نیرومندی سازمانهای خصوصی خواهد شد تشخیص «عوامل حیاتی موفقیت»، یا «عوامل بحرانی موفقیت» اطلاعات و میزان استفاده بهینه از آنها است [3].
عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از مشخصهها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند میتوانند اثر قابل ملاحظهای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند [4].
تعیین عوامل حیاتی موفقیت، روشی است که مدیر به وسیله آن میتواند نیازهای خود را تعریف کند و اطلاعات مورد نیاز و ضروری خود را دریافت کند [3].
مدیریت راهبردی فرآیندی است که به وسیله آن مدیران چشمانداز و مأموریت و اهداف درازمدت یک سازمان را وضع میکنند. در این فرآیند اهداف درازمدت با توجه به مشکلات اولویت‏دار و مأموریت سازمان، به صورت کلی، غیر کمّی و جهت‏دار بیان می‏شود. سپس اهداف عملکردی خاص تنظیم شده و راهبردهایی را به منظور دستیابی این اهداف، در پرتو همه شرایط داخلی و خارجی مربوط تدوین میکنند. به عبارتی دیگر سازمانها بایستی ابزارهای لازم جهت دستیابی به اهداف خود را فراهم نمایند. لذا می‌‌توان گفت محصول برنامه‌‌ریزی راهبردی، برنامه‌‌ای راهگشا و آینده‏نگر و متحول‌ساز است که باید سازمان توسعه خود را در بستر شکار فرصت قرار داده و موجبات برتری و تعالی این سازمان را فراهم ‌سازد.
از طرفی در محیط پویای کنونی، سازمانها بایستی رفتاری فعال و پویا از خود نشان داده و محیط پویای خود را با نگاهی جامع رصد و شناسایی نمایند. سازمانها باید عوامل دستیابی به اهداف خود را در این محیط شناسایی کنند. آنگاه میزان تأثیر این عوامل را مشخص کرده و تا حد امکان تأثیر عوامل منفی را کاهش داده و عوامل مثبت را تقویت نمایند. لذا شناسایی عوامل موثر در موفقیت و میزان تأثیر آنها در دستیابی به اهداف راهبردی، برای مدیریت ارشد میتواند بسیار مفید واقع شود. نگاشت ادراک فازی، این عوامل را به صورت کلی نشان داده و روابط علی بین آنها را نشان میدهد.
دست یابی به اهداف راهبردی از موارد مهم فرایند برنامه ریزی در سازمان به حساب می‌آید[5].
شناسایی عوامل موثر و حیاتی در دستیابی به اهداف، میتواند سازمان را در امر تصمیمگیری و انتخاب گزینههای مطلوب راهبردی کمک کند. از طرفی نگاه کلی به عوامل حیاتی تأثیرگذار و دیدن روابط علی بین آنها در یک نگاه، برای مدیریت ارشد بسیار مفید است. عوامل حیاتی موفقیت1 تعداد محدود و معینی از حوزههای فعالیت هستند که باید نتایج رضایتبخش را که برای تحقق اهداف سازمانی ضروری هستند، حاصل نماید تا مدیریت بتواند به هدفهای خود برسد. در حقیقت این عوامل دقیقاً خاطرنشان میسازند چه فاکتورهایی برای یک مدیر حیاتی و کلیدی هستند تا وی بتواند به موفقیت دست یابد. نگاشت ادراک فازی یک نگاه کلی به عوامل موثر دستیابی به اهداف سازمان است. مدیریت عالی با نگاه به این نقشه میتواند عوامل و مسیرهای مهم را شناسایی و سناریوهای گوناگون را پیشبینی کند. ضمناً با تغییر وزن عوامل میتوان سناریوهای مختلفی را پیشبینی و طراحی نمود. فقدان این نگاشت ممکن است مدیریت ارشد را در مورد عاملی بیتوجه سازد و لذا تحلیل او ناقص و اشتباه باشد. حذف و در نظر گرفتن عامل حیاتی و میزان اثر آن میتواند به سازمان ضرر جبران ناپذیری وارد کند.
در این پژوهش سعی بر آن است که عوامل موثر و حیاتی دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان شناسایی گشته و از طریق نگاشت اداری فازی میزان اهمیت آنها را ارزیابی نمود.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
در عصر حاضر، سازمانها هر چه بزرگتر، گستردهتر و متنوعتر میگردند، مسئولین و مدیران آن‌ها بایستی نگاه بلندمدتتری را برای سازمان داشته و با بهرهگیری از تفکر راهبردی به برنامهریزی بپردازند. برنامهریزی راهبردی به عنوان ابزاری برای تعیین اهداف و خطوط کلی فعالیتها و مأموریت‌های سازمان در بلندمدت و پیدا کردن راه کارهایی برای تطبیق قابلیتهای درونی سازمان با شرایط محیطی و تنظیم و رساندن سازمان به نقطه تعادل مناسبتر در تعامل با محیط پیرامونی آن، استفاده میشود [6].
هدفهای بلندمدت باید به صورت کمی قابل سنجش، واقعی، قابل درک، چالشگر، دارای سلسله مراتب سازمانی، قابل دستیابی، معقول، روشن، باثبات و با هدفهای واحدهای مختلف سازمان سازگار باشند [1و7].
در چند سال اخیر با تغییرات شگفتآوری که در زمینههای مختلف، دانشگاهها را احاطه کرده است، مسئولان دریافتهاند که با تعیین اهداف و مأموریت‌های دانشگاه در زمانهای مدتدار (کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت) بهتر میتوانند برنامههای مورد نظر خود را به ثمر برسانند و نسبت به محیط خود واکنش نشان دهند. از این رو استفاده از برنامهریزی راهبردی به عنوان یک ضرورت در دانشگاهها مطرح شده است. لذا مطالعات گوناگونی راجع به تدوین برنامهریزی راهبردی در مؤسسات آموزش عالی و دانشکدهها صورت گرفته است [8].
علت وجودی سازمان‌های آموزشی و غیر انتفاعی، انجام مأموریت‌های اصلی محوله می¬باشد نه اهداف مالی و سودآوری و یکی از انتظارات جوامع از مجموعههای دانشگاهی، تلاش جهت ارائه راه‌حل‌هایی برای مشکلات جامعه است [9].
فعالیت سازمانها، امروزه در محیطی به مراتب پیچیده‌‌تر از گذشته انجام می‌‌شود و سازمانهایی که نتوانند زودتر و سریع‌تر از رقبا از خود عکس‌العمل نشان دهند و در مقابل تغییرات متعدد و تأثیرگذار محیطی از جمله قوانین و مقررات، تجارت خارجی، مسایل سیاسی و اقتصادی و … از خود واکنش درست به موقع نشان دهند و دچار انفعال شوند، امیدی به بقا نخواهند داشت. در چنین شرایطی طرح برنامه‌‌ریزی و مدیریت راهبردی با توجه به ابعاد وسیع و گسترده آن پاسخی است به چگونگی برنامه‌‌ریزی مؤثر در بلندمدت. این نوع برنامه‌‌ریزی نگاهی به بیرون و عوامل محیطی دارد. سازمانها و به ویژه سازمانهای آموزشی و پژوهشی نیازمند برنامهریزی راهبردی و تعیین اهداف بلندمدت هستند. در محیط پویای جهانی، آنها بایستی رفتاری فعال و پویا از خود نشان داده و محیط پویای خود را با نگاهی جامع رصد و شناسایی نمایند. سازمانها برای کسب موفقیت بایستی عوامل دستیابی به اهداف خود را شناسایی و تحلیل کنند و در برنامهریزی و تصمیمگیری، به عوامل موفقیت توجه نمایند. لذا باید موانعی که بر سر راه دستیابی به اهداف وجود دارد شناسایی و در جهت کاهش اثر آن گام برداشت. سازمان به دنبال دستیابی به اهداف خود میباشد و در این راه از مدیریت راهبردی کمک میگیرد. سازمان باید موانعی که بر سر راه دستیابی به اهداف وجود دارد را شناسایی و در جهت کاهش اثر آن گام بردارد. همچنین عواملی که باعث رسیدن به اهداف سازمان میشود را شناسایی و در جهت تقویت و حمایت از آن بکوشد. سازمان باید هر یک از این عوامل را بررسی کرده و سؤالاتی به صورت “چه میشود- اگر؟” را در مورد این عوامل پاسخ دهد. ضمناً نگاه کلی به عوامل موثر در موفقیت سازمان و میزان تأثیر آنها برای سازمان بسیار مفید است. همچنین روابط بین مفاهیم و عوامل موفقیت غیرقطعی و فازی است و استفاده از نظر خبرگان در تعیین وزن روابط مهم است. به منظور دستیابی به اهداف فوق از میان مدلهای گوناگون شناسایی و تحلیل عوامل موفقیت، از نگاشت ادراک فازی کمک میگیریم. نگاشت ادراکی فازی گرافی جهت دار است که به بیان روابط علت و معلولی بین عوامل کلیدی در سیستمهای پیچیده می‌پردازد. این نقشه حقایق، اشیا و فرآیندها را به ارزش‌ها، سیاستها و اهداف ارتباط میدهد. این گراف نگاهی کلی از عوامل کلیدی و میزان تأثیر آنها ارائه میدهد. با این گراف سؤالاتی به صورت “چه میشود- اگر؟”، در مورد هر یک از عوامل موفقیت مطرح میشود. پاسخ به این سؤال‌ها نیز از طریق است و سازمان را در تصمیمگیری و برنامهریزی یاری میرساند. همچنین نظرات خبرگان در بیان روابط بین مفاهیم و عوامل موفقت در این نگاشت لحاظ میگردد. لذا با کمک این نگاشت میتوان سازمان را در مرحله تصمیمگیری و برنامهریزی یاری نمود.
1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلی:
شناسایی و تحلیل عوامل موثر و حیاتی دستیابی به اهداف راهبردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس با استفاده از نگاشت ادراکی فازی
اهداف فرعی:
تعیین میزان اهمیت هر کدام از عوامل موثر و حیاتی دستیابی به اهداف راهبردی و تعیین روابط بین آنها با رویکرد فازی
طراحی سناریوهایی بر مبنای سؤالاتی در قالب “چه میشود- اگر؟”
طراحی الگوی عوامل علی و معلولی و تعیین وزن عوامل مؤثرتر
1-5- سؤالات پژوهش
مطابق با اهداف پژوهش، سؤالات زیر مطرح میشود:
به منظور دستیابی به اهداف راهبردی موسسات آموزشی و پژوهشی به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر عباس چه عوامل کلیدی و حیاتی موفقیت وجود دارند؟
میزان اهمیت هر یک از این عوامل و رابطه بین عوامل چقدر است؟
نگاشت ادراکی فازی به دست آمده چه نقشی در انتخاب و تدوین سناریو و راهبرد سازمان دارد؟
1-6- قلمرو پژوهش
الف) قلمرو مکانی:
مطالعه موردی این تحقیق در دانشگاه آزاد واحد بندرعباس انجام می‌شود. همچنین کلیه مؤسسات آموزشی و پژوهشی از جمله واحدهای دیگر دانشگاه آزاد می‌توانند از این رویکرد نوین در کلیه برنامه‌ها و اهداف خود استفاده نمایند.
ب) قلمرو زمانی:
پژوهش حاضر از نظر زمانی در سالهای 92 و1393 انجام شده است.
ج) قلمرو موضوعی:
قلمرو موضوعی پژوهش شامل اهداف راهبردی سازمان، عوامل حیاتی موفقیت در حوزه آموزش و پژوهش دانشگاه، مدلهای تجزیه و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت، مدلسازی توسط نگاشتهای ادراکی فازی، روشهای یادگیری نگاشتهای ادراکی فازی به خصوص روشهای مبتنی بر شبکههای عصبی مصنوعی مانند هبین میباشد.
1-7- مراحل و روش تحقیق
از آنجایی که این پژوهش از نوع تئوری و عملی میباشد نیازمند مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است. در این راستا مقالات، کتب و پایاننامههای متعددی مطالعه و بررسی شدهاند. برای جمعآوری اطلاعات به طور حضوری به دانشگاهها و مراجع کتابخانهای زیادی مراجعه شده است. در مرحله انتخاب مدل، مطالعات زیادی صورت گرفته است و دلایل انتخاب آن تشریح شده است و برای بررسی اعتبار مدل، در هر مرحله از مدل نتایج مورد بررسی خبرگان قرار گرفت. در ادامه کار برای شناسایی و انتخاب عوامل حیاتی دستیابی به اهداف استراتژیک (در یک مثال واقعی) نیازمند نظر خبرگان بودهایم. در این راستا پرسشنامههایی طراحی و بین آنان توزیع شده است و روایی و پایایی آن بررسی شده است. گاهی اوقات به منظور جمعآوری بهتر دادهها، با خبرگان مصاحبه صورت گرفته است.
خروجی مراحل روایی و پایایی پرسشنامه، وارد مدل شدند. ارتباط بین عوامل و روابط علی شناسایی شده و اثر مستقیم یا معکوس آنها بر یکدیگر تعیین شدند. به هر رابطه یک وزنی داده شده است که میزان این ارتباط را نشان می‌دهد. در مرحله بعدی نگاشتهای ادراکی فازی عوامل موفقیت در حوزه آموزش رسم میشوند. برای رسم این نگاشت ، از نرم افزار FCMapper.vs.1.2009 استفاده شده است. پس از رسم FCM، با رویکردهای مختلف، عوامل حیاتی موفقیت شناسایی شده و در ادامه به تحلیل حساسیت عوامل و تحلیل سناریو پرداخته شده است. با رسم گراف نهایی FCM میزان تأثیر عوامل موثر و عوامل حیاتی بر اهداف نشان داده شده است. در پایان با کمک نگاشت بدست آمده، پیشنهادهایی به سازمان برای رسیدن به اهداف بلندمدت ارائه میشود. این پیشنهادها در جهت تقویت عوامل حیاتی موفقیت سازمان میباشد. با موارد مطرح شده بالا این پژوهش از نوع توصیفی- پژوهشی میباشد و با توجه به پیادهسازی آن در سازمان آموزشی و پژوهشی از نوع کاربردی است.
1-8- تعریف کلیدواژهها و اصطلاحات
اهداف راهبردی: اهداف راهبردی (بلندمدت) اهداف اصلی سازمان هستند که متناسب با چشمانداز و مأموریت سازمان می‌باشند. این اهداف بیانگر نتایج مورد انتظار از اجرای استراتژی‌ها یا اولویتهای استراتژیک مشخصی می‌باشند.
نگاشت ادراکی2: نگاشت ادراکی یک گراف جهتدار است که برای تجزیه و تحلیل تأثیرات گزینههای مختلف، مثلاً سیاستها یا تصمیمات تجاری به منظور دستیابی به اهداف خاص به کار برده میشود. گرهها مفاهیم متغیر و یالها روابط علی هستند [5]. نگاشت ادراکی بازنمایی روابط علی میان چند شیء یا مسئله است که در برگیرنده نظرات خبرگان در مورد یک واقعیت ذهنی است تا یک واقعیت عینی [10].
نگاشت ادراکی فازی : اگر در یک نگاشت ادراکی وزن روابط به صورت کمیتهای فازی بیان شود، نگاشت حاصل یک نگاشت ادراکی فازی خواهد بود. نگاشتهای ادراک فازی امکان تحلیل بر مبنای سؤالاتی در قالب “چه میشود- اگر؟” را میدهند و اجازه میدهند تا چگونگی اعمال متقابل و نحوهی عملکرد حوادث پیچیده را پیشگویی کنید [11]. نگاشتهای ادراکی فازی یک روش محاسباتی نرم برای مدل کردن سیستمها است. این نگاشتها ساختارهای نموداری فازی برای نشان دادن استدلال علی هستند و فازی بودن آن‌ها درجات مبهمی از علیت بین مفاهیم را نشان میدهد [12].
عوامل حیاتی موفقیت: عوامل حیاتی موفقیت تعداد محدود و معینی از حوزههای فعالیت هستند که باید نتایج رضایتبخش را که برای تحقق اهداف سازمانی ضروری هستند، حاصل نماید تا مدیریت بتواند به هدفهای خود برسد. در حقیقت این عوامل دقیقاً خاطرنشان میسازند چه فاکتورهایی برای یک مدیر حیاتی و کلیدی هستند تا وی بتواند به موفقیت دست یابد [3]. آنها دربرگیرنده فعالیتهای ضروری هستند که باید به خوبی شکل داده شوند تا بتوان به مأموریت و اهداف به خوبی دست یافت.
1-9- موانع و محدودیتهای پژوهش
در مراحل انجام این پژوهش موانع و محدودیتهایی وجود داشته است. به دلیل نو بودن موضوع نگاشتهای ادراکی فازی و پژوهشهای اندک مرتبط با آن در ایران، دستیابی به افراد خبره و آگاه به موضوع به سختی امکان داشته است. منابع و ادبیات پژوهش اکثراً به زبان انگلیسی است و سایتهای علمی دسترسی به منابع بعضاً مسدود است و بایستی به دانشگاههای دیگر رجوع کرد و این کار پژوهش را کمی مشکل میسازد.

1-10- ساختار کلی پژوهش
این پژوهش شامل پنج فصل است. پس از بیان کلیات پژوهش (تشریح، اهمیت و ضرورت، اهداف و سؤال‌ها، قلمرو، روش و مراحل و محدودیتهای پژوهش) در این فصل، در ادامه و در فصل دوم به بیان ادبیات پژوهش ( تعاریف و تشریح موضوعات، پیشینه پژوهش، محیط نگاری و انتخاب مدل) پرداخته میشود. در فصل سوم به بیان روش پژوهش و ابزارهای جمعآوری دادهها و روایی و پایایی ابزارها و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامه و پیادهسازی مدل و تحلیل آن و تحلیل حساسیت و سناریو پرداخته میشود. در فصل پنجم به نتیجهگیری و ارائه پیشنهادهایی برای سازمان مورد مطالعه پرداخته و نتایج و ویژگیهای پژوهش را جمعبندی خواهیم نمود.

فصل دوم
ادبیات پژوهش
2- 1- مقدمه
امروزه مدیران برای دستیابی به اهداف بلندمدت سازمان خود بایستی از ابزارهای مدیریت و برنامهریزی راهبردی استفاده کنند. شناسایی و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت میتواند مدیران را در این راه کمک نماید. برای شناسایی و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت ابزارهای گوناگونی وجود دارد و استفاده زیادی از آنها شده است. نگاشت ادراکی فازی از جمله ابزارهای مفید برای این منظور است. این ابزار توسعه زیادی یافته و در روشهای بهبود آن از الگوریتمها و روشهای مختلفی استفاده شده است. از جمله از شبکههای عصبی مصنوعی و منطق فازی در این حوزه استفاده شده است. در این فصل ضمن معرفی نگاشت ادراکی فازی و پیشینه ادبیات آن به تبیین روش بهبودی برای آن پرداخته شده است. روش بهبود تشریح شده و همچنین مزایای این رویکرد معرفی شده و با سایر روشهای تحلیل عوامل حیاتی موفقیت مقایسه شده است. در ادامه با توجه به مطالعه موردی پژوهش، به محیط نگاری و شناسایی عوامل موثر در حوزه آموزش و تولید علم دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس نیز پرداخته شده است.
2-2- مدیریت و برنامهریزی راهبردی
برنامهریزی ضرورت سازمانها است. بدون داشتن برنامهای روشن، مجموعه فعالیتهای سازمان دچار از هم گسیختگی بوده و هدف مشخصی را دنبال نمیکنند. برای برنامهریزی تعاریف زیادی ارائه شده است که در مجموع میتوان تعریف جامع زیر را به عنوان تعریف مناسبی برای برنامهریزی پذیرفت [6]:
“برنامهریزی به مجموعه فعالیتهایی اطلاق میگردد که یک فرد و یا یک سازمان و یا دولت به منظور:
1- شناسایی اهداف و جهتگیریهای کوتاه مدت، میانمدت و بلندمدت خود؛
2- انتخاب مناسبترین راه و روش جهت دستیابی به اهداف فوق؛
با توجه به امکانات و محدودیتها، مشکلات بالقوه و بالفعل و نقاط قوت و ضعف خود، انجام میدهد.”
راهبرد معادلی است که برای واژه “استراتژی” ساخته شده است. واژه استراتژی از عرصههای نظامی به حیطههای غیرنظامی آمده است و به طور کلی، طرحی برای آینده است برای تعیین وضعیت و جایگاه سازمان که مبتنی بر دانش و بینش گذشته باشد. عناصر تشکیل دهنده راهبرد، جهتگیری کلان سازمان را روشن میکند. بنابراین راهبرد، پاسخ پرسش “سمت و سوی حرکت سازمان کجاست؟” را میجوید [13].
در عصر حاضر، سازمانها هر چه بزرگتر، گستردهتر و متنوعتر میگردند، مسئولین و مدیران آن‌ها بایستی نگاه بلندمدتتری را برای سازمان داشته و با بهرهگیری از تفکر راهبردی به برنامهریزی بپردازند. برنامهریزی راهبردی به عنوان ابزاری برای تعیین اهداف و خطوط کلی فعالیتها و مأموریت‌های سازمان در بلندمدت و پیدا کردن راه کارهایی برای تطبیق قابلیتهای درونی سازمان با شرایط محیطی و تنظیم و رساندن سازمان به نقطه تعادل مناسبتر در تعامل با محیط پیرامونی آن، استفاده میشود [6]. صاحبنظران در مورد برنامهریزی راهبردی تعاریف گوناگونی ارایه دادهاند. از نظر برایسون3 برنامهریزی راهبردی، کوششی منظم برای اتخاذ تصمیمها و فعالیتهای اساسی شکلدهنده و جهت دهنده فعالیتهای سازمانی در محدوده قانونی است. گوف4 نیز، برنامهریزی راهبردی را به عنوان فرآیند پاسخگویی به ارزیابیهای محیط داخلی و بیرونی تشریح میکند. هدف از تحلیلهای مذکور، کمک به سازمان برای تقویت نقاط قوت و به حداقل رساندن نقاط ضعف و بهرهگیری از مزایای فرصتها و مقابله با تهدیدها است. در شکل (2-1) که هرم برنامهریزی نامیده میشود موارد کلیدی رایج در ادبیات برنامهریزی و مدیریت راهبردی مورد اشاره قرار گرفته است [14]. آنچه در این پژوهش بیشتر مورد توجه است، موقعیت اهداف کمی و کیفی در هرم برنامهریزی است.

2-2-1- اهداف راهبردی (بلند مدت) سازمان
برنامهریزی راهبردی به ارزشها، موقعیت فعلی، محیط و عواملی که به آینده مطلوب سازمانی ارتباط دارد میپردازد و معمولاً افق آن ده ساله است. تصمیمگیری برای انتخاب راهبرد، شامل انتخاب هدفهای بلندمدت (اهداف راهبردی) و سپس راهبردهای اصلی سازمان است. هدفهای بلندمدت بیانگر نتایج مورد انتظار از اجرای راهبردهای مشخص است که سازمان میکوشد در تأمین مأموریت خود بدست آورد. در صحنه تدوین راهبردها هدفهای بلندمدت دارای اهمیت ویژهای هستند. این هدفها تعیین کننده مسیر شرکت میباشند [1]. هدفهای بلندمدت باید به صورت کمی قابل سنجش، واقعی، قابل درک، چالشگر، دارای سلسله مراتب سازمانی، قابل دستیابی، معقول، روشن، باثبات و با هدفهای واحدهای مختلف سازمان سازگار باشند [1و7]. این هدفها، مبنایی پایدار ارائه میدهند که بر اساس آن تصمیمگیری صورت میگیرد و به صورت معیارهایی در میآیند که میتوان بر آن اساس افراد، گروهها، دوایر، واحدهای مستقل و کل سازمان را مورد ارزیابی قرار داد [7].
هدفهای بلندمدت همچنین موجب همافزایی شده، اولویتهای سازمان را مشخص میکنند، از میزان عدم اطمینان میکاهند، تعارض و تضاد را کاهش میدهند، دیدگاههای القا شده تقویت مینمایند و سرانجام در امر تخصیص منابع و طرحریزی مشاغل کمک شایانی میکنند. سازمان بدون هدف‌های بلندمدت گیج و بیهدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمیدارد [1].
2-2-2- برنامهریزی راهبردی در آموزش عالی
به‌کارگیری مفهوم راهبرد در آموزش عالی از اواخر دهه 1970 آغاز شده است. در آمریکا انتشار کتاب “راهبرد آموزشی: انقلاب مدیریت در آموزش عالی آمریکا” باعث ایجاد محبوبیت این مفهوم شد. بعد از سال 1983 تمایل به مفهوم راهبرد، رو به فزونی گذارد. این توجه به صورت افزایش مطالب انتشار یافته درباره موضوع ظاهر شد. علاوه بر کلر، پیترسون و کپ از نخستین نویسندگان بانفوذی بودند که درباره برنامهریزی راهبردی در آموزش عالی مطالبی را منتشر کردند. آنان مفهوم راهبرد را با فعالیتهای برنامهریزی نهادی دهه 1960 به بعد ارتباط دادند. از سال 1983 بسیاری از نویسندگان مطالب مرتبط با آموزش عالی تلاش کردند تا برنامهریزی راهبردی در آموزش عالی را تعریف کنند. از جمله پیترسون چهار جزء اصلی برنامهریزی راهبردی در مؤسسات آموزش عالی را ارزیابی محیطی، ارزیابی سازمانی، ارزیابی ارزشها و تکوین برنامه اصلی میداند [15].
از نظر نیکل اسکو ادبیات موضوع درباره برنامهریزی راهبردی در آموزش عالی، مدارک زیادی را نشان نمیدهد [16]. اما در چند سال اخیر با تغییرات شگفتآوری که در زمینههای مختلف، دانشگاهها را احاطه کرده است، مسئولان دریافتهاند که با تعیین اهداف و مأموریت‌های دانشگاه در زمانهای مدتدار (کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت) بهتر میتوانند برنامههای مورد نظر خود را به ثمر برسانند و نسبت به محیط خود واکنش نشان دهند. از این رو استفاده از برنامهریزی راهبردی به عنوان یک ضرورت در دانشگاهها مطرح شده است. لذا مطالعات گوناگونی راجع به تدوین برنامهریزی راهبردی در مؤسسات آموزش عالی و دانشکدهها صورت گرفته است [8]. از جمله پژوهشهای انجام شده در مراکز آموزش عالی ایران میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در پژوهش دیگری نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای (سوات) پژوهش و تولید علم در علوم مهندسی و فناوری بررسی شد. در این پژوهش راهبردهای اصلی پژوهش و تولید علم در علوم مهندسی و فناوری بر مبنای الگوی عمومی مدیریت راهبردی تحلیل شده است [17و18].
تحلیل راهبردی درونی و بیرونی دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای یافتن نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای انجام شده است. عوامل درونی و بیرونی مراکز آموزش عالی مقایسه گردیده و راهبردهایی جهت بهبود وضع موجود دانشکده ارائه شده است [19].
برنامهریزی راهبردی پژوهشی در دانشگاه امام صادق(ع) انجام شده است. این پژوهش به تدوین راهبردهای کلان حوزه پژوهش دانشگاه پرداخته است [15].
ضرورت برنامهریزی راهبردی در حوزه آموزش مورد بررسی قرار گرفته است تا از این رهگذر اهداف راهبردی و راهبردهای دانشگاه در حوزه آموزش ارائه شود[20].
2-2-3- اهداف مراکز آموزش عالی
سازمان‌های آموزشی در صورتی وظیفه خود را به نحو احسن به انجام میرسانند که مسیر آینده جامعه را روشن نمایند و آیندهساز بودن از مشخصههای اصلی آن‌هاست. تبیین چشمانداز برای اینگونه سازمان‌ها امری ضروری است] 2[. علت وجودی سازمان‌های آموزشی و غیر انتفاعی، انجام مأموریت‌های اصلی محوله میباشد نه اهداف مالی و سودآوری و یکی از انتظارات جوامع از مجموعههای دانشگاهی، تلاش جهت ارائه راه‌حل‌هایی برای مشکلات جامعه است [9]. اگر با دیدی وسیع و کلی به آموزش عالی بنگریم می‌توان هدف‌های کلی زیر را بیان کرد:
آموزش و انتقال فرهنگ و یافته‌ها به طالبان آن
پژوهش و اکتشاف دانش نو
دو هدف ذکر شده به علت کلی بودن و پیچیدگی، به آسانی قابل سنجش نیست. بنابراین هدفهای کلی به شش هدف ویژه زیر که اندازهگیری و سنجش آنها آسان‌تر است تقسیم می‌شود [15]:
پرورش هر چه بیشتر شهروندانی بالغ از نظر فکری و جسمی.
فراهم کردن زمینه مساعد و مناسب چه از نظر تجربی و چه از نظر علمی برای آن گروه که رهبران فردا خواهند شد.
تربیت نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر برای تأمین نیازهای بازار کار یک جامعه صنعتی و پیشرفته.
انتقال ارزش در جامعه. در واقع عمل انتقال ارزش‌ها یکی از راه‌های ارتباط میان آموزش عالی و جامعه است و از طریق توجه به این هدف، می‌توان از گسیختگی میان جامعه و آموزش عالی کاست و هر دو را در رسیدن به هدفی مشترک همگام و هماهنگ ساخت.
نگهداری و حفاظت مواد علمی، ادبی و هنری با ایجاد کتابخانهها، موزهها و مانند آن.
اکتشاف و خلاقیت در دانش و پژوهش جهت یافتن حقایق.
2-2-4- کارکردهای اصلی آموزش عالی
سه کارکرد اصلی مجموعه‌های دانشگاهی یا نظام آموزش عالی امروز که یونسکو بر آن تاکید دارد عبارتند از [15]:
کارکرد نخست : پژوهش (تحقیق) یا تولید دانش.
کارکرد دوم: آموزش یا انتقال دانش.
کارکرد سوم: خدمات یا اشاعه و نشر دانش.
پژوهش
پژوهش یا تولید دانش مهم‌ترین کارکرد در مجموعه آموزش عالی است و مراکز این تولید دانشگاه‌ها هستند. پژوهش، “کنشی عقلانی و فرآیندی خردمندانه و منظم است که با بازنگری، نقد و پالایش و یا تولید و خلق اندیشه منجر می‌شود”. این فرآیند با پرسش و یا پرسش‌هایی آغاز و با پاسخ یا پاسخ‌هایی نسبتاً قانع کننده به آن پرسش یا پرسشها به فرجام میرسد. البته این فرجام نسبی است و خود نیز آغاز دیگری است و معمولاً به طرح پرسش یا پرسش‌هایی جدیدتر و ارائه پاسخ یا پاسخهایی پیچیدهتر و حرکت از سطح به عمق و از دانی به عالی منجر می‌شود. در فرآیند چنین حرکتی است که تولید، تبادل و ذخیره اطلاعات یعنی توسعه و تکامل فرهنگی و به طبع آن، توسعه جامعه و همه وجوه و ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن تحقق می‌پذیرد. به طوری که می‌توان گفت پژوهش یکی از اصلیترین و مستمرترین عوامل و شاخص‌های توسعه هر جامعه و سطح توسعه و شرایط عینی و ذهنی حاکم بر آن جامعه پیوستگی وجود دارد [15].
آموزش
دومین کارکرد اصلی آموزش عالی، انتقال دانش تولید شده به نسل‌های جوان به منظور تربیت دانش آموختگان فرهیخته و نیروی انسانی متخصص برای جامعه است. دانشگاه در جوامع صنعتی نوین، با تربیت دانش آموختگان فرهیخته، عامل اصلی پیدایش و شکلگیری اندیشهها و جهانبینیهای نو و نهضتهای فلسفی و اجتماعی و نیز مکانی مناسب برای تضارب افکار هستند. همین دانشگاهها، از سوی دیگر و به طور هم زمان، تأمین کننده نیروی انسانی متخصص برای بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هم به شمار می‌آیند [15].
اطلاع رسانی (نشر دانش)
سومین کارکرد اصلی آموزش عالی، اشاعه و نشر دانش تولید شده است. تفکیک امر پژوهش از اطلاع رسانی ناممکن به نظر میرسد. اصولاً اطلاعرسانی در بستر فعالیتهای علمی متکی به پژوهش زاده میشود، میبالد و ثمر میدهد. به بیان دیگر از آنجا که تحقیق مبنای اساسی همه تصمیم‌های مهم تلقی می‌شود، بر اطلاعرسانی نیز تاکید بسیار میورزند. پژوهشهای جدید مکمل دانستههای علمیاند به شرط این که اطلاعرسانی محتوایی پژوهشهای تازه را به گونهای زودیاب سازماندهی و در گستره مناسب اشاعه دهد [15].
2-3- عوامل حیاتی موفقیت و عوامل کلیدی موفقیت
بخش مهمی از برنامهریزی مستلزم آگاهی از عوامل و اسباب کلیدی است که میتواند چگونگی رسیدن به اهداف را مشخص کند. «عوامل کلیدی موفقیت5» در یک سازمان، عواملی هستند که بیشترین تأثیر را بر موفقیت بازیگران آن سازمان میگذارند. عواملی که آگاهی از آنها برای سازمانها بسیار حیاتی بوده و عدم توجه به آن موجب شکست میشود. از این رو شناخت این عوامل یکی از ملاحظات اصلی در تدوین راهبردهای سازمانی محسوب میشود و برنامههای راهبردی باید در جهتی تدوین شوند که موجب تقویت برخی از این عوامل در سازمان گردد. در دهههای گذشته بسیاری از صاحبنظران مدیریت سعی بر آن داشتهاند تا با شناسایی عوامل کلیدی موفقیت، مدیران را در موفقیت بنگاههای خود یاری رسانند [21].
همچنین بنا به نظر کارشناسان، امروزه آنچه سبب نیرومندی سازمانهای خصوصی خواهد شد تشخیص «عوامل حیاتی موفقیت»، یا «عوامل بحرانی موفقیت» اطلاعات و میزان استفاده بهینه از آنها است [3]. تعاریف متعددی درباره عوامل حیاتی موفقیت و عوامل کلیدی موفقیت ارائه شده است، که در زیر به برخی از این تعاریف اشاره میشود:
عوامل حیاتی موفقیت تعداد محدود و معینی از حوزههای فعالیت هستند که باید نتایج رضایتبخش را که برای تحقق اهداف سازمانی ضروری هستند، حاصل نماید تا مدیریت بتواند به هدفهای خود برسد. در حقیقت این عوامل دقیقاً خاطرنشان میسازند چه فاکتورهایی برای یک مدیر حیاتی و کلیدی هستند تا وی بتواند به موفقیت دست یابد [3].
عوامل کلیدی موفقیت، شاخصها و مراحل برجستهای هستند که موفقیتها را ارزیابی کرده و نقش تعیین کنندهای را در چگونگی پیشرفت صحیح به سمت اهداف و مقاصد ایفا میکنند [22].
عوامل کلیدی موفقیت، فاکتورهای حیاتی یا کاربردی معدودی میباشند که معنای اختلاف بین موفقیت و شکستند. این عوامل از صنعتی به صنعت دیگر بسیار متغیرند، اما در داخل یک صنعت فاکتورها مشابه بوده و هر فاکتور تمام شرکتهای رقیب را برای بازاری یکسان به چالش میطلبد [22].
عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از مشخصهها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند میتوانند اثر قابل ملاحظهای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند [4].
تعیین عوامل حیاتی موفقیت، روشی است که مدیر به وسیله آن میتواند نیازهای خود را تعریف کند و اطلاعات مورد نیاز و ضروری خود را دریافت کند [3].
پیشینه تحقیقات در زمینه عوامل حیاتی موفقیت به سال 1961 باز میگردد. آنجا که دانیل6 برای بار اول بحث “عوامل موفقیت” را در ادبیات مدیریت مطرح نمود. وی در رویکردی کلان، توجه خود را بر عوامل موفقیت مرتبط با صنایع معطوف کرد و بیان نمود که عوامل موفقیت در صنعتی خاص، برای تمام سازمانها و شرکتهای آن صنعت خاص یکسان است. آنتونی7 در سال 1972 پا را فراتر گذاشت و بیان نمود که عوامل موفقیت برای سازمانها بسته به اهداف راهبردی و نوع خاص مدیریت آن متفاوت است [21]. راکارت در دیدگاهی بینابین دو رویکرد بالا این‌گونه موضوع را مطرح میکند که عوامل حیاتی موفقیت بسته به اهداف راهبردی و منطقه جغرافیایی در یک صنعت خاص میتواند متفاوت باشد. به گفتهی وی عوامل حیاتی موفقیت عبارتند از “تعداد محدودی از حوزههای فعالیت که عملکرد رقابتی موفقیتآمیزی در پی خواهند داشت” [23]. در اوایل سال 1980 پیترز و واترمن نتایج تحقیقات خود را درباره شرکتهای موفق و بزرگ آمریکایی منتشر کردند. نتایج مذکور نشان میداد که همه شرکتهای موفق بر هشت عامل حیاتی یکسان تاکید نموده بودند و این ادعا مطرح گردید که اگر شرکتهای دیگر نیز دارای این ویژگیها باشند به موفقیت دست خواهند یافت. به دنبال آن انستیتو تکنولوژی ماساچوست8 در سال 1981 میلادی مقالهای را تحت عنوان “درآمدی بر عوامل حیاتی موفقیت” به چاپ رسانید [24].
از جمله صاحبنظرانی که به محیط خارجی سازمان در تدوین راهبرد اهمیت و تاکید زیادی نموده است، میتوان به انسف اشاره کرد. وی نقش مهمی به تناسب بخشیدن بین توانمندیهای درون سازمانی و عوامل محیطی برای موفقیت سازمانها قائل است و معتقد است که شرایط محیطی، الزاماتی را در جهت شکل دادن به توانمندیهای سازمانی ایجاد مینماید. وی از این عوامل و توانمندیها تحت عنوان “عوامل کلیدی موفقیت” یاد کرده است. درباره عوامل کلیدی موفقیت سه دیدگاه عمده وجود دارد که در زیر به آن اشاره میشود [25]:
الف: عوامل کلیدی موفقیت به عنوان فاکتورهای مورد نیاز برای موفقیت سازمان یاد میشود ولی این عوامل را عاملی برای مزیت رقابتی در سازمان برنمی‌شمارند.
ب: چیزی به نام عوامل کلیدی موفقیت در یک سازمان وجود نداشته و اعتقاد داشتن به یافتن و شناسایی آن‌ها اعتقاد باطل و بیهودهای است.
ج: به اعتقاد اکثر صاحبنظران، سازمانها میتوانند با شناخت و کسب نتایج خوب در عوامل کلیدی موفقیت، برای خود مزیت رقابتی ایجاد کنند. لذا دارا بودن موقعیت ممتاز در یک یا چند مورد از عوامل کلیدی موفقیت برای سازمان یک فرصت طلایی و استثنایی را جهت بدست آوردن مزیت رقابتی ایجاد مینماید.
هر چند مفهوم عوامل حیاتی موفقیت برای اولین بار در حوزه مدیریت مطرح شد، در سالهای اخیر این مفهوم به طور فزاینده‌ای توسط مشاوران و مدیران سیستمهای اطلاعاتی، برای تدوین راهبرد بکار گرفته شده است [21]. عوامل حیاتی موفقیت از ارکان جداییناپذیر نظامهای مدرن مدیریت و برنامهریزی راهبردی به شمار میروند و بسیاری از استراتژیستها با درک کلیات و مفاهیم عوامل حیاتی موفقیت بر پایه قضاوتهای ذهنی و تجربی، به شناسایی و استخراج آنها میپردازند [26].
عوامل حیاتی موفقیت از آن جهت اهمیت مییابند که هر چه سازمانها در تدوین راهبردهای خود، توجه بیشتری به آنها مبذول دارند، از شانس بیشتری برای موفقیت برخوردار خواهند شد. شناسایی عوامل حیاتی موفقیت موجب میگردد که سازمان تصمیمات راهبردی خود را در درجه اول بر اساس برخورداری حداقلی از همه عوامل و در درجه دوم بر اساس برتری در چند عامل پایهگذاری نماید [21]. به بیان دیگر در صورتی که یک سازمان، بتواند به واسطه راهبردهای صحیح، در همه عوامل حیاتی موفقیت موقعیت مطلوبی داشته باشد و در عین حال در یکی از آن عوامل نسبت به سایر رقبا پیش‌تر باشد موفقیت خود را تضمین نموده است. همچنین آنالیز عوامل حیاتی موفقیت در نهایت ما را به چند مجموعه حیاتی از قبیل: مجموعه تصمیمات، مجموعه مفروضات و مجموعه اطلاعات حیاتی که مبنای طراحی مدل راهبردی دادهها است، هدایت میکند. لذا تدوین و مستندسازی و بررسی عوامل حیاتی موفقیت در هر سازمان به عنوان گام مهم و کمک کنندهای از فرآیند تدوین راهبردهای سازمان است و در بالاترین اولویتها قرار دارد [21و2].
در بررسی ادبیات موضوع بین عوامل حیاتی موفقیت و عوامل کلیدی موفقیت تفاوتی مشاهده نمیشود و صاحبنظران حوزه، این دو مفهوم را به جای یکدیگر به کار میگیرند. بنا بر این در این پژوهش از عبارت “عوامل حیاتی موفقیت” استفاده میشود.
2-3-1- منابع و ریشههای عوامل حیاتی موفقیت
در یک سازمان، سطوح و لایههای مختلف مدیران وجود دارد که هر یک ممکن است محیط عملیاتی متفاوتی داشته باشند. به این خاطر لایههای مختلف عوامل حیاتی موفقیت سازمان، از منابع متعددی ناشی میشود. این عوامل به طور عمده با توجه به لایه مدیریتی تعریف میشوند. راکارت 5 منبع کلیدی عوامل حیاتی موفقیت را برای سازمان بدین صورت تعریف میکند: “صنعتی که سازمان در آن رقابت میکند و حیات دارد”، “محیط کلی کسب و کار یا محیط سازمان”، “شناخت همتایان (رقبا)”، ” عوامل حیاتی موفقیت مرتبط با لایه مدیریت” و ” عوامل حیاتی موفقیت موقتی”[26]. الکس میلر9 چهار منبع مهم ایجاد کننده عوامل حیاتی موفقیت سازمان را معرفی میکند که عبارتند از: “ویژگیهای صنعت”، “موقعیت و جایگاه رقابتی شرکت”، “محیط عمومی” و “توسعه سازمانی”. روکارت و همکارانش و رضاییان نیز چهار منبع اصلی برای عوامل حیاتی موفقیت معرفی نمودهاند: “فاکتورهای صنعتی”، “استراتژی رقبا، موقعیت صنعتی و محل جغرافیایی”، “عوامل محیطی” و “فاکتورهای زمانی”. انسف نیز “محیط سازمان” را منشأ اصلی این عوامل یاد میکند. تامسون و استریکلند10 مدلی را معرفی مینمایند که در آن به دستهبندی عوامل حیاتی موفقیت میپردازند. مدل آنها شامل هفت گروه “تولیدی”، تکنولوژی”، “توزیع”، “بازاریابی”، “مهارت” و “توانایی سازمان” میباشد [25].
2-3-2- روشهای شناسایی و استخراج عوامل حیاتی موفقیت

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید